تبليغاتX
خفن حسام(پسر تنها)
 

از امروز اسباب کشی رو شروع کردیم توی یه خونه ی جدید میریم که فقط ۵ دقیقه با این خونمون(پیاده) فاصله داره  ۸ ماه اونجا زندگی میکنیم تا این خونه تعمیر بشه...بعد دوباره بر می گردیم همین جا      البته من که چشم آب نمی خوره موریانه زدایی هست  گسترش خونه هست(۱۵-۱۶ متر)و....  تازه اگه بخوایم دوباره چمن بکاریم که......حتی اگه بخوایم یه طرفش هم چمن بکاریم ۱۸۰-۱۷۰ متری میشه که معلوم نیست چقد طول بکشه!توی این مدت سقف خونه و دیوار ها رو خراب میکنن و دوباره میسازن کابینت ام دی اف و ..... هم میزارن فکر کنم خوب باشه این خونه جدیده هم که عند کثیفیه باغش زیادی بزرگه باغ هم که نیست علف زار شده!

واسه ۷-۸ ماه وسیله ی زیادی لازم نیست که با یه زیراندازو کامپیوتر کارمون راه میفته

بهر حال شاید یکی دو روز نباشم (شاید) بعدشم مدرسه و.......(می خوام وبلاگمو ول کنم  یعنی کم بنویسم)

پیوست:به سجاد گفتم تلفونمون میشه ۲۰۰۵ ولی اشتباه کردم  شمارمون تغییر نمیکنه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 2:10  توسط حسام  | 

سلام حالتون چطوره؟؟امیدوارم بهتون خوش بگذره چون ۲ هفته ی دیگه خوشیاتون تموم میشه!من به دلایلی مجبور شدم زودتر برگردم سفرمون خیلی هول هولکی شد...حتی یه پارک درستو حسابیم نرفتیم(۴ بار رفتیم بین پل بزرگمهر و خواجو)بالاخره اومدیم همین جا..دیگه از گرمای اصفهان خلاص شدیم(درسته که اصفهان هواش بهتر از اینجاس ولی چون از کولر آبی استفاده میکنن خیلی گرمه مخصوصا" ظهرا ولی توی خونه ی ما ۲۴ ساعته دمای هوا روی ۱۸ درجه هست)توی سفر ۱۰۴ تا عکس گرفتم که چند تاشو اینجا میذارم...چند تای اول نوشته های روی دیوار اتاق پسر عممه..توی ۲ روزی که اونجا بودم نتونستم همشو بخونمبیشتر این آثار بوسیله ی مدادشمعی بوده!

عکس 1    عکس 2    عکس3    

این عکس عکس ماله کوه صفه اس صبح ساعت ۵ اونجا رفتیم وقتی رسیدیم هوا تاریک بود! عدخ ای از دیوامگان اصفهانی هم با کاپشن اومده بودن(یه جوری لباس پوشیدن که انگار می خوان اورستو فتح کنن!!) توی هوای ۲۳ درجه کاپشن می پوشن؟؟؟؟؟

این دو تا عکسم ماله وقتیه که رسیدیم عکساش از خیابون خودمونه (دلم براش تنگ شده بود!)

رهی1      رهی2

من دیگه برم فقط یه خسته نباشید بهتون میگم چون هیچ کس جواب سوالمو نداده بود

توی سفر هم میخواستم آپدیت کنم ولی کامپیوتر نداشتم واسه همین حرفامو توی دفترم نوشتم که به اون یکی پسر عمم بدم تا اسکنش کنه ولی از اونجایی که خیلی بامرام تشریف داره این کارو نکرد

منتظرتم بابای

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 16:41  توسط حسام  | 

برگشتم

صبر کنید یه آپ درستو حسابی میکنم

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 16:53  توسط حسام 

ســــــــــــــلام یکشنبه میریم سفر(اصفهان) اومدم که بهتون خبر بدم-۲۲ شهریور بر میگردم-یه مدتی یا نیستم یا خیلی کم میام نت یه سوال هم میدم ببینم که بلده(اینو از هر کی می پرسم میگه نمی دونم!!)

این جمله رو ترجمه کنین: blow the edge up like a laser guided missile

چند تا آهنگ باحال میذارم(اسم خوانندشم که میدونین!):

screw you

protect your ears

stomp

doggy style

the whistle song

(I like to move it(feat DR Alban

you keep me hanging on

بابای

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 1:13  توسط حسام  |